
ღ love landღ
عاشــــقـــــانـــــه
برای رسیدن ، چه راهی بریدم
در آغاز رفتن ، به پایان رسیدم 
به آیین دل سر سپردم دمادم
که یک عمر بی وقفه در خون تپیدم 
به هر کس که دل باختم ، داغ دیدم
به هر جا که گل کاشتم ، خار چیدم 
من از خیر این ناخدایان گذشتم
خدایی برای خودم آفریدم 
به چشمم بد ِ مردمان عین خوبی است
که من هر چه دیدم ، ز چشم تو دیدم 
دهانم شد از بوی نام تو لبریز
به هر کس که گل گفتم و گل شنیدم

براي عشق تمنا كن ولي خار
نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي
عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي
نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق
وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه
زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت
باش ولي خوب باش ...

امشب چه دلتنگم
چه غم آلود
چه افسرده
اینک بیشترین سنگینی را در خود احساس میکنم
در اتاق تاریک و غم گرفته ام نشسته ام
نمی دانم با این همه تنهایی چه کنم
با این همه غصه و غم و یک اتاق خالی
یک دنیا بغض یک کوه غم
نمی دانم به آینده بیاندیشم
یا به گذشته هایم فکر کنم
دیگر توان فکر کردن را هم از دست داده ام
نمی دانم به کجا پناه برم
منم و یک اتاق تاریک
و
دنیایی از راز های سر بسته
کاش غرورم اجازه گریستن را میداد
تا با اشکهایم جویباری روان سازم
و اتاق مرده ام ...




